تبليغاتX
دنیای عشق 2 عاشق

دنیای عشق 2 عاشق

دنیای عاشقی


ارسال شده در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 8:46

بهاره جان روزت مبارک

ببخشید که نمیتونم فردا پیشت باشم

اما جبران می کنم

دوست دارم بهاره

روزت مبارک


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 2:45

سلام به تمام دوستان

حالتون چطوره؟

اميدوارم هرجا هستين حالتون خوب باشه و شاد و سر حال باشين

تصميم گرفتم از اين به بعد پست هايي كه مي ذارم از خودم باشه

امروز هم اومدم تا با اين پست خودمو كمي آروم كنم

همينطور كه مي دونين امتحانات دانشگاه شروع شده و كمتر فرصت ميشه با بهاره حرف بزنم

حتي الان بيش تر از يه ماه كه بهاره رو نديدم دلم خيلي براش تنگ شده

اين امتحانات دانشگاه هم باعث شده نتونم زياد باهاش حرف بزنم

اما از خدا ميخوام هميشه در پناه خودش نگهش داره و مواظبش باشه

همينطور كه ميدونين من امسال كنكور دارم ، برام دعا كنين قبول بشم تا بتونم ذره اي از محبت هاي بي نهايت بهاره رو رو جبران كنم

بيا بهاره ، بي تو دوباره                  اين قلب خستم آروم نداره

بهاره دلم برات بي نهايت تنگ شده

حتما روزي محبتات و مهربونيات رو جبران مي كنم

دوستت دارم بهاره ، بي نهايت بار دوستت دارم

مواظب خودت باش شيشه ي عمرم


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 9:28

من در این کلبه ی چوبی که همه

جای جایش آغشته به عطر تن توست

و در این لحظه که آمیخته است

عشق با هر نگه ساده تو

قلبی از عاطفه را، چشم پر خاطره را

به تو خواهم بخشید

تو که در این صبح سپید

چشم دوخته ای بر رخ من

و مرا می خوانی با صدایی که آمیخته است

به گل و سبزه و نور

من تو را تا به ابد...

تا زمانی که این قلب میل به تپیدن دارد

نازنینم

دوستت خواهم داشت


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 4:13

سلام به تمام دوستان

ممنون كه به ما سر مي زنين و ما رو فراموش نمي كنيد

اومدم از همتون تشكر كنم

و بگم كه وسه سلامتي مادر بهاره جان دعا كنين

فراموش نكنين

التماس دعا

هميشه شاد و عاشق باشين

بابای

 

دوست دارم بهاره:36:


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:22

همه ي عمرمو با تو سر كنم     بازم كمه ، بازم كمه

 

                لحظه لحظه هامو از تو پر كنم     بازم كمه ، بازم كمه

 

اگه فردا رو مي خوام براي با تو بودن     بازم كمه ، بازم كمه

 

خورشيد و ماه و ستاره ها رو با تو دوست دارم

 

                    ابراي آسمون و بارونو با تو دوست دارم

 

                         دوست دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم كني

 

                                         دوست دارم سپيده دم با بوسه بيدارم كني

 

بازم كمه ، بازم كمه     بازم كمه ، بازم كمه

 

دوست دارم بهاره

 


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:19

سلام

اميدوارم حال همتون خوب باشه

من و بهاره الآن چند وقته آپ نكرديم دليلش اين نيست كه بينمون بهم خورده : دليلش اينه كه من پشت كنكوريم و خيلي كم وقت دارم و بهاره هم 2 ترم وسه ليسانسش مونده و هم داره وسه يه امتحان ورودي به بانك مي خونه (خدا كنه قبول بشه) و خيلي كمتر از من وقت داره

خلاصه اينكه شايد تا يه مدتي نتونيم آپ كنيم (شايدم همين فردا آپ كرديم)

از همتون ممنونم كه ما رو فراموش نكردين و بهمون سر مي زنين

و خيلي خوشحال شديم كه (محمد و زهرا) دوباره كناره هم هستن و اميدواريم ديگه هيچ وقت همديگه رو تنها نذارن

هميشه شاد ، خوشبخت و عاشق باشين

باي


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 7:26

• عشق يعني ... نتوني صبر کني تا کسي شما رو به هم معرفي کنه.
• عشق يعني ... همون سلام اول.
• عشق يعني ... چيزي مثل تنفس در هواي پاک کوهستان.
• عشق يعني ... يک موهبت طبيعي که بايد اونو پرورش داد.
• عشق يعني ... انفجار احساسات.
• عشق يعني ... وقتي دلت مي ره نتوني جلوشو بگيري.
• عشق يعني ... جذب شخصيتش بشي.
• عشق يعني ... وقتي تو از اون بخواي که مرد زندگيت بشه.
• عشق يعني ... وقتي من و تو ما مي شيم
• عشق يعني ... حاصل جمع دو انسان
• عشق يعني ... مايه قوت قلب
• عشق يعني ... شادي و نشاط
• عشق يعني ... جواهر قيمتي خودتو به دست بياري.
• عشق يعني ... توي ذهنت خودتو با اون مجسم کني.
• عشق يعني ... وقتي توي انتخابت شک نداري.
• عشق يعني ... وقتي دل پادشاهي مي کنه.
• عشق يعني ... وقتي اطمينان پيدا ميکني که اون مرد دلخواهته.
• عشق يعني ... وقتي مردي به دختر دلخواهش برمي خوره.
• عشق يعني ... کم کردن فاصله ها.
• عشق يعني ... کليد يه رابطه محکم.
• عشق يعني ... دو تايي سوار يه ماشين قوي توي پستي و بلندي ها.
• عشق يعني ... فرار کردن به دنياي خصوصي خودتون.
• عشق يعني ... در موفقيت هم شريک بودن.
• عشق يعني ... خاطرات خوشي را که با هم داشتين بشماري تا خوابت ببره.
• عشق يعني ... بوي عطرش از خاطرت نره.
• عشق يعني ... از خودت بپرسي چرا دم به ساعت بهت زنگ نمي زنه.
• عشق يعني ... هميشه براي زنگ زدن به هم وقت پيدا کنيد.
• عشق يعني ... براي تولدش درست همون چيزي رو که دوست داره بهش هديه بدي.
• عشق يعني ... دلت بخواد هديه اي به اون بدي که مثل يه گنج نگهش داره.
• عشق يعني ... وقتي با هم مشکل پيدا مي کنيد به حرفاي هم خوب گوش کنيد.
• عشق يعني ... يادت نره که هر کسي بايد بتونه عقيدشو بگه.
• عشق يعني ... خوبي هاشوهم درکنار بدي هاش ببيني.
• عشق يعني ... يه عالمه حرفو با يه اشاره گفتن.
• عشق يعني ... تمام توجهت به اون باشه.
• عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که ازت محافظت کنه.
• عشق يعني ... هلش بدي توي مسير درست.
• عشق يعني ... توي پرداخت صورت حساب کمکش کني.
• عشق يعني ... يه قرار ملاقات خيلي مهم.
• عشق يعني ... وقتي باهاش قرار داري حسابي به خودت برسي.
• عشق يعني ... مثل توي قصه ها رمانتيک بودن.
• عشق يعني ... براش يه نامهء رمانتيک بفرستي.
• عشق يعني ... بعضي وقتا دل همديگه رو شکستن.
• عشق يعني ... چيزي که کمک مي کنه تا دل شکسته رو دوباره درمون کني.
• عشق يعني ... با هم ارتباط قلبي داشتن.
• عشق يعني ... با هم موسيقي رمانتيک گوش دادن.
• عشق يعني ... از اينترنت بيرون اومدن وکامپيوتر رو خاموش کردن و با هم به گشت و گذار رفتن.
• عشق يعني ... وقتي نشونه ها اميد بخشن.
• عشق يعني ... شمع ومهتاب وستاره ها.
• عشق يعني ... احساس کني که همهء دور و برت روعشق گرفته.
• عشق يعني ... چيزي که از کلمات قويتره.
• عشق يعني ... روي درياي خوشبختي شناور بودن.
• عشق يعني ... بعضي وقتا بي حوصله شدن.
• عشق يعني ... روي هم اسماي قشنگ گذاشتن.
• عشق يعني ... چيزي که شما رو ثروتمندترين آدماي روي زمين مي کنه.
• عشق يعني ... بعضي وقتا جز ماه غمزده همدمي نداشته باشي.
• عشق يعني ... جادوش کني.
• عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که لحظات قشنگ زندگيت رو باهاش شريک بشي.
• عشق يعني ... وقتي توي دنيا هيچ چيز جز خودتون دو تا اهميت نداره.
• عشق يعني ... دو چهره خندون.
• عشق يعني ... يه بازي که تمومي نداره.
• عشق يعني ... چيزي مثل برنده شدن توي بازي.
• عشق يعني ... وقتي شب مهتاب برات شعر مي خونه.
• عشق يعني ... احساس کني پاهات رو زمين بند نيست.
• عشق يعني ... به جاي اينکه بره ها رو بشماري آنقدر به اون فکر کني تا خوابت ببره.
• عشق يعني ... حرفشو باور کني.
• عشق يعني ... تو گوش هم زمزمه کردن

• عشق يعني ... ليلي و مجنون

• عشق يعني ... حجت و بهاره


نويسنده : [ حجت و بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 11:17

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من                                     ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

دوست دارم بهاره

 


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 21:27

زندگي ... هوس نيست... اول فقط ميشناختمت ... يك روز باهات حرف زدم ، بعدا فقط يك دوست بودي ، يك كم گذشت ، بهترين دوستم شدي ... همه حرفهام رو بهت ميگفتم ، خوشحالي و ناراحتي همديگر رو ميدونستيم ، نصيحتم ميكردي و دلداريم ميدادي ، يا اينكه با خوشحالي من سهيم ميشدي . زمان گذشت ... كم كم به هم نزديكتر شديم ، از همه زندگي هم با خبر شديم ، خوب و بدش مهم نبود ... اينكه هردومون يكي رو داشتيم باهاش درد دل كنيم قشنگ بود . بازم گذشت ... گذشت ... گذشت ... هر روز برام عزيزتر ميشدي ، هر از گاهي ناخود آگاه دلم بدجوري تنگت ميشد ... به روي خودم نمياوردم ، ميگفتم : اينم ميگذره ... نگذشت ... يك روز بهم گفتي كه دل تو هم تنگه ... گفتي كه خيلي دلت تنگه ، گفتي كه دوستم داري ، منم دوستت داشتم ... سكوت كردم ... هيچي نگفتم ... ميترسيدم ! از چي ؟ خودم هم نميدونستم ، باز هم گذشت ... ديدم بدون تو خيلي سخت شده ، بهت گفتم ... بهت گفتم كه همه چيز من هستي ، بهت گفتم چقدر دلم تنگه ، بهت گفتم كه چقدر براي بودن باهات بي صبرم ، ميترسيدم ... يرسيدي چرا ؟ نميدونستم ... گفتي كه ترس نداره ، باورم نميشد ... عاشق شده بودم ! اينقدر اين كلمه رو توي كتابها و شعرها و گفته ها به سلاخه كشيدن كه ديگه باورم نميشد عشق وجود داشته باشه . فكر ميكردم هوسي بيش نيست ... نميدونستم چه جوري فرار كنم ، كجا برم ، به كي بگم ، به خودت گفتم ... گفتي كه هست ، عشق هنوز هست ، هوس نيست ! دلم آروم شد ... خيلي آروم شد ، تازه فهميدم كه دنيا چقدر قشنگه ، تازه فهميدم كه تا شقايق هست ، زندگي بايد كرد ... تازه فهميدم كه عاشق شدم و اميد وصال قدرت هر كاري رو بهم داد ، هر كاري ... آره ، عشق است و با اميد رسيدن بهش ، كوه رو از جا ميشه كند . چه حال و هواي عجيبي است ... توي آينه لبخندي به خودم زدم و گفتم : هوس نيست ، عشق است و چقدر قشنگه ...


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 8:17

نمیدانم تا کدامین طلوع خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت

اما دوست دارم تا آخرین لحظه ی بودنم تو را دوست داشته باشم

 

بهاره


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 8:6

"اندازه عشق"

سکوتم را به باران هدیه کردم تا شاید باران با دانه های پر معنی سکوتش در دفتر خاطراتتان بنگارد.

به اندازه قطرات باران که سالیان دراز بر سرزمین عشق میبارد

دوست دارم


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 23:49

ببین من عاشق را ....

ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم....

ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است....

لحظه ای به من نظری بینداز ....

ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ، مرا باور کن ، تنها تویی در قلب تنهایم!

این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست...

ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت ....

از همه دیوانه تر منم ، این منم که دلم میخواهد و آرزو دارم تو برای من باشی !

دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی ....

در میان اینهمه عاشقان لحظه ای نیز به من نگاه کن ....

یک لحظه به من نگاه کن تا ببینی از همگان مجنون ترم...

مجنون تو ، مجنون آن چشمهای زیبایت ، دیوانه آن قلب پاکت....

بیا با هم عاشقترین باشیم ، در میان همگان صادق ترین باشیم....

ببین من دلشکسته را که شب و روزم یاد تو و ذکر نام تو است ....

مرا باور کن ، این عشق مرا گرچه حقیر است ولی باور کن....

باور کن که همین عشق حقیر ، پاکترین و واقعی ترین عشق روی زمین است...

با اینکه میدانم نگاهت به سوی کسی دیگر است ، بیا و لحظه ای نیز نگاه به من کن!

نگاه کن تا بفهمی عاشق واقعی کیست !

او که تو را از همه بیشتر دوست دارد و تنها آرزویش رسیدن به تو است منم!

او که رسیدن به تو را برابر با خوشبختی میبیند منم !

او که میخواهد بعد از رسیدن به تو دنیا را به نامت کن منم !

این منم که عاشقم ، لحظه ای به من عاشق نظری بینداز ....

به خدا خیلی دوستت دارم و یک لحظه نیز طاقت ندارم قلبت برای کسی دیگر باشد!

آرزو دارم آن قلب مهربان و پاکت برای منی باشد که تو تنها آرزویش هستی !

فقط یک بار بگو که برای منی ،تا یک عمر احساس خوشبختی کنم !

فقط یک لحظه برای من باش ، تا یک عمر امیدوارانه و عاشقانه به عشق تو زندگی

کنم!باور داشته باش که خیلی دوستت دارم ، تنها کافیست لحظه ای مرا باور کنی !

بیا با من باش تا غروب زندگی ام به پایان برسد و سپیده عشق در قلبم طلوع کند!

بیا با من باش تا سپیده آخر ..... لحظه ای که میفهمی از عشقت مرده ام!

 


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 23:7

عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هرچه بيني عكس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني سوز ني ، آه شبان

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني . . .


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 19:26

مي رسم باز به تو...-

قلمي مي‌گيرم - چندخطي مي‌نويسم - ازخودم،ازديگران - از زمين وآسمان

آبي درياي ما،بيكران كهكشان

از همه جا و همه كس مي‌نويسم

و در آخر مي‌رسم باز به تو...-

به تو كه از خود من سرچشمه مي‌گيري

به تو كه مال مني و در كنارم نيستي

مي‌رسم باز به تو...-

در انتهاي ديروز ، در زندگي امروز ، در آرزوي فردا...-

 

بهاره


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 19:15

برايت مي نويسم          باز دلتنگم-پريشانم

نمي دانم چرا اين روزها سر در گريبانم

ببخش اي نازنين،امشب براي درد و دل كردن

برايت مي نويسم خطي از چشمان گريانم

نمي پرسد كسي از زخمهاي كوچكم،حالي

بگو درد غريبي را به كي بايد بفهمانم؟

چه بايد كرد؟

عشق از ياد رفت و سادگي خط خورد

نگو كه زندگي مثل گذشته نيست-مي دانم

تمام سهم من از زندگي ديوار شد افسوس

فقط در پاي اين ديوار بايد سر بكوبانم

 

بهاره


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 1:29

 

انتظار کشیدن زيباست

اگر قرار باشد روزي به تو برسم

انتظار آسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است

اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود

اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

لطفا فوتم نکن؛مي خواهم

 در سينه ي تو تمام شوم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود

اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببينم خيال رفتن داري

زنگيم مي سوزد

اگر بفهمم روزي از من دل گير شده اي

اما بدان دوستت دارم

از پشت اين همه فاصله

از پشت اين همه حرف

دوستت دارم


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:49

دوستت دارم، نه واسه اينكه تنهام

 

دوستت دارم، چون تو گفتي، هميشه هستي باهام

 

 

دوستت دارم، نه واسه اينكه بي قرارم

 

دوستت دارم، چون تو گفتي، هيچ وقت نميكني خارم

 

 

دوستت دارم، نه واسه اينكه دربه درم

 

دوستت دارم، چون تو گفتي، ميگيري بال و پرم

 

 

دوستت دارم، نه واسه اينكه دل تنگم

 

دوستت دارم، چون تو گفتي، هميشه باهات يكرنگم

 

 

دوستت دارم، نه واسه اينكه دورم

 

دوستت دارم، چون تو گفتي، واست يه هم زبونم

 

 

دوستت دارم، نه واسه اينكه هستي تو رويام

 

دوستت دارم، چون تويي تنها فرشتة آرزوهام

 

 

دوستت دارم، نه واسه ادامة حياتم

 

دوستت دارم، چون تويي تنها فرشتة نجاتم

 

 

دوستت دارم، نه واسه يه روز و دو روز

 

دوستت دارم، واسه هميشه، واسه هر روز


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 10:37

صدایت می زنم...-

به او می نویسم

به او که در آزادگی خویش مرد است و در ظلمت بی حرارت قلبم درخشید.کسی که روح سبز رنگی در وجودش جاریست.کسی که آمد با یک سبد مهربانی و ستاره های تنهایی را از شب های سردم چید.

پس باز هم خوب من!

صدایت می کنم.

گوش به من بسپار که قلبم صدایت می زند. و امروز تمام کلمات به این امید که تنها روزی از دریچه ی آسمانی چشمانت نظاره گرشان باشی مشتاقانه در انتظارند.

"به امید آن روز"

بهاره


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 10:11

آخر چرا؟

دیدمش وای چه دیداری بود.

کم اگر بود ولی زیبا بود.

در دلم شور وشعف برپا بود.

بر لبم خنده عشق پیدا بود.

در کلامش شعر عشق و عاشقی

در سکوتش یک دل تنها بود.

از نگاه خسته ی من خواند غمهای مرا

لب من بسته ولی در دل من غوغا بود.

من ندانم که به هنگام وداع

به نگاهش چه تمناها بود.

خواندم اما زنگاهش به وضوح

که ز من در دل او پروا بود!

از چه می ترسید او از نگهم؟!

مگر عشق من و او بی جا بود؟!

"تقدیم به دوست عزیزم حجت"


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 4:33

دوستت دارم : بي نهايت ، تا قيامت ،با صداقت دوستت دارم: خالصانه ، عاشقانه ، عاجزانه ، عاطفانه

love xzd, Image Hosting


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 4:26

 عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست او


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:12

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

 

حجت


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:50

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
 
بوسه يعني عشق در اعماق شب
 بوسه يعني لذت ازدلدادگي لذت از ديوانگي
 بوسه يعني حس خوبه طعم رنگ سادگي
 بوسه يعني مستي از مشروب عشق
 
بوسه
يعني حس خوب طعم عشق 
بوسه يعني آغازي براي ما شدن
 بوسه بر ميدارد اين شرم از دلبري تنها شدن
بوسه يعني قلب تو از آنه من
 بوسه يعني تو هميشه مال من


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:36

تو را به جاي تمام کساني که نشناخته ام دوست مي دارم تو را به جاي روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم براي خاطر عطر گرم نان و برفي که آب مي شود و براي نخستين گل ها دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:9

زندگي عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست عشق ان نيست که هر لحظه کنارش باشي عشق آن است که پيوسته به يادش باشي


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:6

خدايا اين احساس پاک را تو در دلم نهادي و هيشه مي خواهم در پناه تو محفوظ باشد که احساس من هوس نيست ، هوس هيچگاه در انتظار نمي نشيند او زودگذر است و مانند نسيم مي رود

از طرف حجت


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:4

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من يا هردو بميريم و به پايان برسيم

حجت و بهاره


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:0

اي عشق در آئينه اي پر فروغ نگاهت ، در سکوتت تنها محبت را مي بينم ، مهر تو در ذره ذره وجودم رخنه کرده ، سکوت زندگي را بر من شکسته و حقيقت را بر من کشف کرده ، حال به پاکترين دوستيها و محبت ها قسم که تورا دوست دارم

از طرف حجت


نويسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 21:6

این هدیه از طرف کسیست که مانند الماس در تاریکترین لحظات زندگی من درخشید به وجود مقدسی که سرشار از باده محبت برای خوشبختی وسعادت من نقره هستی خود را در طبق اخلاص نهاده است و در این راه از ایثار جان مضایقه ندارد

به او....-

به دوست فرشته خو و پاک سرشتم.

از طرف بهاره


نويسنده : [ بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 6:58

آنقدر بوسيدمش تا خسته شد خسته از بوسيدن پيوسته شد خواست لب بر شکايت وا کند لب نهادم بر لبش تا بسته شد بوسه يعني وصل شيرين دولب بوسه يعني عشق در اعماق شب

 


نويسنده : [ حجت و بهاره ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © two-lover All right reserved
This Template Designed by alikavosh Copyright © 2005 bahoone theme