
سلام
ما حجت و بهاره
متولد 68 و 64
من دیپلم کامپیوتر و بهاره لیسانس حسابداری
از بچه های مازندران
ما با همیم تا آخرین نفس
از همراهیتون ممنون
با نظراتتون ما رو خوشحال میکنین
شاد باشین
بای بای
دنیای عشق 2 عاشق
ما با همیم تا آخرین نفس
ارسال شده در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 0:6
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم تو مرابه ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بي رحم دلهايي را كه از هم جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ... مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم
نویسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 1:47
دلم براي كسي تنگ است كه مثل هيچ كس نيست...
دلم براي كسي تنگ است كه آفتاب حمايتش را بر گل هاي كوچك باغچه
جنگلي دلم ارزاني مي كند..
كسي كه حس مي كند مرا در اعماق آبي پوست و گوشت بي رمق باغچه ام
و گيسوانش را بيدوار در گيسوانم مي اويزد....
بازوان توانايش را بر گردن گلبرگهاي دلم حلقه مي كند و مي فشارد...
كسي كه در من هق هق مي گريد....
برايم ارام آرام قصه شازده كوچولو را زمزمه مي كند....
مرا نمي ترساند از دوري و خاموشي وفراق....
و به من اميد مي دهد اميدي بسيار تا با ان اميد زنده بمانم.....
آه، دلم براي كسي تنگ است كه مثل هيچ كس نيست..
ولي دست زمانه في الحال، فراق را به من و او هديه داده است..
آري، يك هديه ناخواسته....
خداي من ، تو مي داني دلم براي كسي تنگ است كه معصومي دلم را
درك مي كند و همچون كودك معصومي دلش براي دلم مي سوزد و
آرام ارام براي دلم و دلش همچون ابر بهاري مي گريد....
آه ، دلم براي كسي تنگ است كه با چشمان قشنگش به من زل مي زند
و غم دلش را با چشمانش كه همچون ابر بهاري است به من مي گويد
كسي كه سبزي باغچه تنم را با دستان مهربانش همچون باغباني
مهربان هم آب مي دهد و هم نور مي افشاند...
آري، بي شك بي شك.........
كسي كه مثل هيچ كس نيست
دوستت دارم بهاره ، عاشقتم ، تا آخرین نفس پیشت میمونم حتی یه لحظه تنهات نمی ذارم
نویسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 1:49
بدون تو کم میارم،تا پای جون دوستت دارم_اگه تو از من جداشی،امید موندن ندارم
زندگیم تا الان همش بوده عذاب و بس_یاد گرفتم که برم جلو عصا به دست
حس میکردم که به انتها رسیده طاقت_خودمو رها کردم و زدم به سیم آخر
فکر میکردم تموم شده دوره پاکی
وقتی دیدمت فهمیدم تو این کره خاکی_میشه هنوزم دوست داشت و عشق نمرده
اینو فهمیدم که زندگیم چشم نخورده
من عشق را با تو میخواستم چون تو دل بقیه مرد_این دل سادم شکست و بخیه خُرد
میخوام که نور این دلم بتایه رو تو_عوض نمیکنم با غریبه یه تار موتو
آدما دلم را شکستند واینو یادم دادند_که دیگه خودمو قایم بکنم از عالم و آدم
میخوام بیای جون پناهه دل خستم باشی پس_میدونم زندگیم بی تو از هم پاشیدست
منو تو با همه فرق داریم اینو خودتم میدونی_اگه بری میمیرم تو بگو که با من میمونی
دارم از چشمات میخونم که حالا منتظر یه مرده_مردی که همه احساساتش منحصر به فرده
همه دردای من توی بقض صدامه آره_داستان زندگیم همچنان ادامه داره
ولی بسه تک و تنهای ادامه دادن_میخوام منم بگم تو آسمون یه ستاره دارم
میدونی کلی منتظر موندم تا شبی که بهم بگی_از اینجا به بعد تویی واسم شریک زندگی
رفتن تو مرگمه،دست تو تو دستمه_نگو که باید جداشیم،نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم،تا پای جون دوستت دارم_اگه تو از من جداشی،امید موندن ندارم
نویسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 4:51
سلام به تمام عاشقا
چطورین؟
از اینکه به یاد ما هستین و فراموشمون نمی کنین ممنون (به خصوص بهزاد و آیسان عزیز)
این عشق تو سر پناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است ..
بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام : آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی !
بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست ...
چشم به راه تو می باشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید !
وقتی غروب می شود و تو نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک ...
باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم می خواهد آن لحظه همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی ...
ای وای از فردا ... و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد ...
آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ، و باز باید به انتظارت نشست...
نشست و گریست با همان دل پر از خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته ...
این کلام آخر من است : بي تو هرگزبا تو عمري !
این عشق تو سر پناه آخر من است و این غروب آغاز دلتنگی های من است ...
بدون تو جایی نیست برای ماندن ، بدون تو باید سفر به آن سوی دنیا کرد ...
آری این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز با تو عمري
نویسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 2:37
سلام به تمام عاشقا
چطورين؟
تا يه مدت من آپ مي كنم چون بهاره خانوم به كامپيوتر دسترسي نداره
مي خواهم نامه اي به تو ٬اي كه دوستت دارم٬
رفيق خاكي ام٬يار ديده و نديده ام٬مي خواهم نامه اي به تو
از دل نوشته ها باشد.هر جا كه باشي دست من در دست توست.
مي خواهم با هم حيرت كنيم و خاطره اي بسازيم كه مسافران زمين
آن را چون رمزي شگفت به ستاره هاي آسمان بگويند.
مي خواهم با هم آوازي بسازيم
كه پرنده ها در حنجره تازه به سحر بيدار شده شان٬
آن را زمزمه كنند
و هيچ مقامي در نام و شان آن آواز نيابند
جز مقام بالاي عاشقي

تا بعد![]()
![]()
![]()
نویسنده : [ حجت ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
copyright © two-lover All right reserved
This Template Designed by
alikavosh Copyright © 2005
bahoone theme